السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

918

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

گروه ناچار شدند كه به گونه‌اى آن را توجيه و تأويل كنند - كه اگر در بخارى نبود آن را حذف مىكردند - ليكن گفته‌ها و كلماتشان سست و متناقض است ، « آن‌چه را كه روزگار فاسد كرد ، عطار اصلاح نمىكند » : ابن‌حجرگويد : « به اين حديث اشكال كردندكه از آن لازم مىآيد عمر افضل از ابوبكرصديق باشد وپاسخ به آن چنين است : ابوبكرازعمومى كه در عبارت « مردم بر من عرضه شدند » هست ، تخصيص مىخورد . پس شايد ابوبكردرميان كسانى كه آن‌گاه برپيامبرعرضه شدند ، نبود واين‌كه برعمرپيراهنى بودكه برزمين مىكشيد لازمه‌اش نيست كه برابوبكر پيراهنى بلندتر و بهتر نباشد ، شايد كه چنين بوده است ، بلكه آن‌گاه مراد بيان فضيلت عمر بوده پس به آن بسنده كرده است . و اللَّه أعلم . » « 1 » « و درآن فضيلت عمر است : و پاسخ به اشكال در ظاهرش پيشتر آمد و توضيح اين كه لازمه‌اش اين نيست كه او از ابوبكر افضل باشد . خلاصه مطلب از اين قرار است : مراد از افضل كسى است كه ثواب بيشتر داشته داشته باشد و اعمال ، نشانه ثواب است ، پس هر كس عملش بيشتر بود ، دينش قوىتر است ، و كسى كه دينش قوىتر بود ، ثوابش بيشتر است ، و كسى كه ثوابش بيشتر بود ، افضل است ، پس عمر افضل از ابوبكر مىشود . و فشرده‌ى پاسخ چنين است : در حديث تصريحى به اين مطلوب نيست ، پس احتمال دارد كه ابوبكر همراه مردم به ايشان عرضه نشده باشد ، يا اينكه پيش از آن عرضه شده و يا اين كه اصلًا عرضه نشده باشد ، يا هنگامى كه عرضه شده بر او پيراهنى بلندتر از پيراهن عمر بوده است ، و احتمال دارد سر سكوت درباره‌ى او ، بسنده كردن باشد به آن‌چه از افضليت او دانسته شده است و احتمال دارد كه او نام‌برده شده باشد ولى راوى آن را فراموش كرده باشد ، و اگر بپذيريم كه اصل بر نادرستى همه اين احتمالات باشد ، پس با حديث‌هايى كه دلالت بر افضليت صديق دارد معارض خواهد بود كه آن‌ها تواتر معنوى دارند و مورد اعتماد هستند . و قوىترين اين احتمال‌ها اين است كه ابوبكر

--> ( 1 ) . فتح البارى 7 / 41 .